incursion, onslaught, attack, invasion, raid, inroad, offensive, foray, pillage
incursion
onslaught
attack
invasion
raid
inroad
offensive
foray
pillage
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تاختوتاز حیوانات وحشی آرامش روستا را برهم زد.
The incursion of wild animals disrupted the village peace.
تاختوتاز حشرات این فصل، محصولات را نابود کرد.
An onslaught of insects destroyed the crops this season.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تاختوتاز» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تاختوتاز